مقدمه 
استعدادیابی موضوعی است که در دنیای ورزش اهمیت ویژه ای دارد . شناسایی عوامل موفقیت راه را برای رسیدن به قله افتخار هموار می کند . این که مشخص شود چه ویژگی هایی ورزشکاران معمولی را از ورزشکاران نخبه متمایز می سازد کاری بس دشوار است که موضوع پرداختن به استعدادیابی را دشوارتر ساخته است .
بیشتر والدین علاقمندند تا کودکانشان موفقیت در یک رشته ورزشی را تجربه کنند . برخی والدین حتی ممکن است تمایل داشته باشند کودک خود را در سطح نخبگان ورزشی و قهرمانان ملی و بین المللی ببینند . پیشرفت از سطوح ابتدایی به سطوح نخبگی در ورزش فرآیندی بسیار پیچیده است . این فرآیند نیازمند شناسایی و انتخاب افراد با استعدادی است که شرایط لازم جسمانی ، مهارتی و رفتاری برای موفقیت در یک رشته ورزشی خاص را داشته باشند .

فرآیند کشف ورزشکاران با استعدادیابی شرکت در یک برنامه تمرینی سازماندهی شده ، یکی از مهمترین موضوعاتی است که امروزه در ورزش مطرح می باشد . لذا در ورزش به عنوان یک هنر ، کشف افراد بااستعداد و انتخاب آنها در سنین پایین ، سپس هدایت ، کنترل و ارزیابی آنها در صعود به بالاترین سطح از مهارت اهمیت زیادی دارند . تا آنجایی که به ورزشکاران نخبه مربوط می شود ، کار و زمان مربی باید برای کسانی صرف شود که دارای توانایی هایی بالقوه باشند . در غیر این صورت ، استعداد ، زمان و انرژی مربی تلف شده و یا بهترین شکل آن این است که ورزشکار متوسطی به وجود خواهد آمد. بنابراین هدف اصلی استعدادیابی ، شناسایی و انتخاب ورزشکارانی است که بیشترین توانایی را برای رشته ورزشی خاص دارا باشند .

در عالم ورزش ، شناسایی استعداد مفهوم جدیدی نیست . با این حال به این موضوع توجه علمی و درست و حسابی نشده است . در اواخر سال 1960 و اوایل 1970 در اکثر کشورهای اروپای شرقی ، روش های ویژه ای برای شناسایی ورزشکارانی که دارای توانایی های بالقوه بالایی بودند ، کشف شد . برخی از این روش های مورد استفاده در انتخاب ورزشکاران مستعد توسط متخصصان کشف و تنظیم شد . این دانشمندان در پی آن بودند که مربیان را در انتخاب ورزشکاران مستعد برای یک رشته ورزشی خاص ، نسبت به توانایی های لازم برای آن رشته آگاه سازند. نتایج حاصله در این مورد ، غیرقابل تصور و حیرت انگیز بودند . بیشتر افرادی که در بازی های المپیک 1972 مدال گرفته بودند ، به ویژه از کشور آلمان شرقی که به طور علمی انتخاب شده بودند ; نتیجه فرآیند شناسایی استعدادها بود .
 
تعریف استعدادیابی
"استعداد" در فرهنگ های لغت به معنای "توانایی ویژه و طبیعی" و "ظرفیت دستیابی به موفقیت" تعریف شده است.
ریلی و ای. ام ویلیامز عقیده دارند استعدادیابی عبارت است از "فرآیند شناسایی ورزشکاران فعلی که توان بالقوه ای برای نخبه شدن دارند".
رینگر در تعریف کاربردی استعدادیابی اعتقاد دارد : استعدادیابی یعنی پیش بینی اجرا» (عملکرد) از طریق سنجش ویژگی های جسمانی ، روانی و اجتماعی و همچنین توانایی های تکنیکی.
 
فواید استعدادیابی
استفاده از معیارهای ویژه برای استعدادیابی فواید و امتیازات متعددی دارد :
1 زمان لازم برای رسیدن به اجراهای ورزشی بهینه توسط ورزشکاران برگزیده را کاهش می دهد.
2 صرف کار ، انرژی ، استعداد و توانایی های مربی را کاهش می دهد. ورزشکارانی که دارای توانایی های بالاتری هستند، موجب افزایش کارآیی برنامه های تمرینی مربی می شوند.
3 توانایی شرکت در مسابقه و نیز تعداد ورزشکارانی را که به اجراهای ورزشی بهینه دست می یابند افزایش می دهد. در نتیجه تیم ملی هماهنگی به وجود خواهد آمد که در مسابقات بین المللی توانا و قدرتمند ظاهر خواهد شد.
4 اعتماد به نفس ورزشکار را بالا می برد ، چراکه اجراهای ورزشکار نخبه در مقایسه با ورزشکاران هم سن انتخاب نشده به طور قابل توجهی بالاتر است .
5 کاربرد تمرینات علمی را میسر می سازد و بدین طریق متخصصان و کارشناسان علوم ورزشی با انگیزه بیشتری کار خود را ادامه خواهند داد .
 
والدین و استعدادیابی
مشخص است که والدین به عنوان حامی ورزشکار نقش مهمی در گرایش  یا عدم گرایش یک فرد به یک ورزش خاص دارند . درگیری و انتظارات والدین با موفقیت و لذت و همچنین فشار و استرس مرتبط است "بلوم" اعتقاد دارد والدین می خواهند در سال های اول شرکت بچه ها در مسابقات (و همچنین تمرینات) نقش حمایت کننده داشته باشند آنها تصمیم گیرنده اصلی هستند . در اواسط، والدین و ورزشکاران نقش مشارکتی بیشتری از خود نشان می دهند و در اواخر ، ورزشکاران خود را به بهبود اجرای کامل ملزم می کنند در حالیکه نقش والدین کاملا محدود می شود و صرفا حمایت مالی را انجام می دهند .
 
بچه ها باید تصمیم بگیرند که یک ورزشکار نخبه شوند نه والدین
مطلوب نیست که والدین تصمیم بگیرند که زندگی یک کودک (نوجوان) باید در جهت یک ورزشکار نخبه شدن یا یک ورزش خاص باشد (خود کودک باید تصمیم گیرنده اصلی باشد). ممکن است والدین علیرغم میل باطنی یک نوجوان تصمیم بگیرند او را در ورزش دلخواهشان شرکت دهند . این موضوع می تواند علاوه براتلاف وقت، سبب سرخوردگی و کناره گیری فرد از آن رشته ورزشی شود و چه بسا او را نسبت به محیط ورزش بدبین کند. فرصت های ورزشکار نخبه شدن کاملا محدود است لذا بر اساس این واقعیت نمی توان به طور خودخواهانه با تصادفی کودک را به سمت یک ورزش خاص سوق داد .
 
مستعد بودن همیشه از طریق مشاهده مشخص نمی شود
برای مستعد بودن در یک رشته ورزشی ، مجموعه ای از ویژگی ها و عوامل تاثیرگذارند . به عنوان مثال در وزنه برداری علاوه بر این که قدرت یک عامل مهم است ولی با این حال ، توانایی اعمال نیروی سریع (توان) و همچنین داشتن دست های کوتاه و پاهای بلند یک مزیت است یا این که درست است که پاهای تنومند در رشته های سرعتی موثر است ولی قطر پاها باید عضلانی باشد نه اینکه دارای چربی زیاد باشد . موضوع مهم تر این که باید علاوه بر عضلانی بودن ، تارهای عضلانی از نوع تند انقباض باشند. نکته مهم این استکه اغلب هر ورزش یک سری عناصر کلیدی مهم دارد که باید هنگام پیش بینی اجرا» در آن رشته ورزش مدنظر قرار داد . اغلب والدین به اصول علمی و مبانی سنجش و شناخت این ویژگی ها اشراف کامل ندارند و لذا ممکن است از دید آنها پنهان بماند .
 
ماهی بزرگ در حوض بزرگ است
مقایسه استعداد کودک با سایر گروه ها ، دوستان و اعضای خانواده می تواند به یک ایده بزرگ نما درباره استعداد کودک منجر شود . استعداد باید با اجرا» (عملکرد) یا ویژگی های گروه های بزرگ مقایسه شود و این کار باید از طریق ارزیابی عملکرد کودک توسط یک سری آزمون ها یا شاخص های استاندارد که قبلا در سطح ملی انجام شده اند، صورت گیرد . مقایسه عملکرد کودک با داده های هنجاری (نورم ها) یا داده های قبلی یک سازمان ورزشی مفید است . لذا والدین باید توجه داشته باشند که هیچگاه توان یا استعداد کودک را با کودکان محله ، فامیل و اقوام و برادران یا خواهران خود مقایسه نکنند و فقط عملکرد او را از طریق داده هایی که در سطح کشوری یا استانی و جهانی وجود دارد ارزیابی نمایند . 

ضروتی ندارد که کودک فقط در یک رشته ورزشی شرکت کند بلکه سعی کنید او را در چندین رشته ورزشی شرکت دهید
ضرورتی ندارد که کودک فقط در یک رشته ورزشی شرکت کند . به استثنای بعضی رشته ها (به عنوان مثال ژیمناستیک) بهتر است برای کسب برتری در ورزش کودک در ابتدا در چند رشته ورزشی شرکت کند تا حفظ یک رشته . قبل از سنین نوجوانی، والدین می توانند حداکثر فرصت ممکن را برای فرزندان خود به منظور موفقیت در ورزش هایی از طریق امکان شرکت در فعالیت های ذیل فراهم کنند :
 فعالیت های دارای ماهیت هوازی یا استقامتی (مثل دویدن ، شنا ، دوچرخه سواری و قایقرانی).
 فعالیت های دارای ماهیت حرکتی  مهارتی یا هماهنگی (مثل ورزش های ضربه ای ، ضربات پا و پرتابی و ژیمناستیک)
 فعالیت های دارای ماهیت ارتباطی (تعاملی) یا اجتماعی (به عنوان مثال ورزش های تیمی).
بنابراین ، اگرچه نقش حمایتی خانواده و دوستان در زندگی ورزشکاران نخبه مهم است ولی موضوع استعدادیابی پدیده ای علمی و تخصصی است که فقط باید بر اساس اصول علمی تعریف شده و با نظر و مشاور کارشناسان و متخصصین علمی صورت گیرد .
توصیه های ذیل می تواند به عنوان راهنما برای والدین مفید باشد :
1 به کودک اجازه دهید تا در فرآیند تصمیم گیری شرکت کند . همچنین این امکان را برای کودک فراهم کنید تا در صورتیکه او مایل است برنامه انتخاب شده برای خود ترک نماید .
2 برای کودکان خود مربی انتخاب کنید که از یک طرف قابلیت های کودکانتان را بهبود بخشد و از طرف دیگر محیط سرگرم کننده ای را برای او ایجاد نماید .
3 بعضی از نوجوانان ممکن است در ابتدای ورود به برنامه ورزش پیشرفت قابل توجهی داشته باشند به گونه ای که کودک ، والدین و مربیان مایل به تسریع رشد در آن رشته ورزشی باشند . لازم است والدین و مربیان مشکلات مربوط به جهش سریع در آن رشته ورزشی را بشناسند .
4 محیط برنامه تمرینی را کنترل کنید . رفتارهای مربی را مشاهده کنید و به بازخورد ارائه شده از جانب مربی به ورزشکاران جوان گوش دهید . آیا مفید است ، مضر است و یا خطرناک ؟ آیا ممکن است فشارهای ناشی از رژیم غذایی ، تنظیم تمرین ، تمرین با وزنه و برنامه های بدنسازی برای کودک نامناسب و به طور بالقوه مضر باشد؟ شرکت در ورزش باید مفرح و لذت بخش باشد : این کار نباید شغل تلقی گردد .
5 مراقب توجه بیش از حد کودکان به تمرین ورزشی و آرزوهای آنان باشید.
6 به پیامدهای سبک زندگی ورزشکاران جوان و خانواده توجه داشته باشید .
7 به خاطر داشته باشید ورزش باید جنبه سرگرمی داشته باشد. به صحبت های کودک خود گوش دهید!
8 خود را به عنوان عضوی از تیم و گروه در نظر بگیرید .
9 مشوق و حامی مربیان و معلمان خود باشید و در نتیجه از ایجاد تضاد و نازسازگاری بین والدین و مربیان در ذهن کودک خود جلوگیری کنید .
10 هنگامی که می خواهید توقعات و انتظارات خود را از کودک تان تعیین کنید، توانایی ها و قابلیت های واقعی او را در نظر بگیرید .
11 کوشش کنید تا خواسته او از ورزش را شناخته و درک کنید . برنده شدن و کسب مقام همیشه نمی تواند انگیزه اصلی او برای شرکت در رشته ورزشی باشد .
12 رقابت ها و بازی او را دنبال کنید . از کودک تان بپرسید به و خوش گذشته است؟ چیز جدیدی در مورد ورزش آموخته است و چه مهارت هایی را توسعه داده یا جدیدا یاد گرفته است؟
13 هرگز فراموش نکنید که خود نیز روزی کودک بوده اید!!!
 
شناخت مراحل رشد کودک در استعدادیابی مهم است
کودکان در سنین مختلف دارای میزان رشد متفاوتی هستند و کودکان متفاوت هم دارای توانایی های متفاوتی هستند و لذا بعضی سریع و بعضی دیر شد می کنند . نه تنها میزان رشد متفاوت است بلکه همچنین تغییرات بخش های بدن نیز متفاوت است و این موضوع به طور مستقیم بر توانایی عملکرد اثر می گذارد . معلمین و مربیان باید به خوبی آگاه باشند که کودکانی که جهش رشدی سریع دارند ، گروه خاصی هستند که از توان و هماهنگی پایین تری برخوردار هستند . بنابراین وقتی بلوغ فرا می رسد تفاوت های اندازه و بخش های بدنی بین جنس پدید می آید و این تغییرات سبب بروز مشکلاتی می شود . ضعف ساختار عضلانی برای حمایت و کمک به هماهنگی مهم ترین مشکل ناشی از جهش رشد است .
الگوی رشد جسمانی به گونه ای است که سریع ترین دوره رشدی بلافاصله بعد از تولد رخ می دهد و سپس میزان رشد به تدریج در دوره کودکی کند شده و به حالت یکنواخت می رسد ، سپس در دوره بلوغ (نوجوانی) جهش رشدی صورت گرفته و سپس الگوی رشد به تدریج متوقف می شود .
 
سن مرفولوژیکی
سن مرفولوژیکی به ما کمک می کند تا توضیح دهیم چرا برخی از کودکان مهارت ها و توانایی های حرکتی خود را سریع تر یا کندتر از دیگران توسعه می دهند . اگرچه بیشتر کودکان در رشد ، الگوهای مشابهی را دنبال می کنند اما تفاوت های زیادی نیز در این زمینه وجود دارد . برای مثال شرایط آب و هوایی (آب و هوای کوهستانی در برابر آب و هوای هموار و مسطح) و محیط زندگی (شهری در برابر روستایی) به طور چشمگیری در روند رشد و تکامل کودکان و نوجوانان تاثیرگذار است .
توام با پیشرفت سن به سمت بلوغ آمادگی رقابت در رشته های ورزشی برای نوجوانان نسبت به گروه همسال تغییر می کند ; وجود تفاوت های قابل توجه در سن رشد جهش رشدی بدین معناست که برنامه های ورزشی جدید اگر براساس سن خاصی برنامه ریزی شوند ممکن است برخی از افراد شرکت کننده به واسطه بلوغ دیررس متضرر شوند . در دوره کودکی هم پسران و هم دختران توان بالقوه توسعه قدرت و افزایش توانایی انجام مهارت های حرکتی پیش از بلوغ دارا هستند . در دوره بلوغ ، پسران نسبت به دختران قدرت بیشتر و افزایش بیشتری در اجرا و استقامت از خود نشان می دهند.
مرحله سوم در سن مرفولوژیکی (18-16 سالگی) از نقطه نظر رشد و تکامل بیشترین اهمیت را داراست.
 
سن بیولوژیکی
به پیشرفت و تکامل عملکردی (فیزیولوژیکی) اندام ها و دستگاه های بدن اطلاق می شود. هنگام انتخاب و طبقه بندی ورزشکاران لازم است که سن بیولوژیکی آنان نیز در نظر گرفته شود . اگر روش طبقه بندی در ورزش فقط براساس سن تقویمی انجام گیرد اغلب به قضاوت و تشخیص اشتباه ، ارزیابی ناقص و نیز تصمیم گیری ضعیف و نامناسب منجر می شود .
 
سن ورزشی
به دلیل مشکلاتی که در برآورد و ارزیابی دقیق و کامل سن بیولوژیکی (زیستی) و سن ریخت شناسی یا ظاهری (مرفولوژیکی) وجود دارد، آنها را غالبا به صورت ذهنی مشخص و برآورد می کنند . سن ورزشی به ویژه حداقل سن و سن برگزیده (مناسب ترین سن) برای شرکت در مسابقات بزرگ و رقابت های رده بزرگسالان سطح بالا، کاربرد مهمی در طرح ریزی برنامه های تمرین درازمدت دارد .
 
رشد روانی
از لحاظ روانشناسی ، تغییرات عزت نفس در طی دوره رشد کودک اهمیت بسزایی دارد. مشخص شده شرکت در فعالیت های ورزشی در سن 12 سالگی به اوج خود می رسد و تجربیات کسب شده در اوایل زندگی می تواند در نگرش کودک به سمت ورزش و فعالیت جسمانی تعیین کننده باشد. برخلاف باور عموم ، شرکت در ورزش های سازمان یافته (قانونمند) همیشه سودمند نیست و می تواند از لحاظ روابط انسانی و ورزش اثرمنفی داشته باشد.
نتایج تحقیق  هارتر بیان می کند که توام با تغییرات بلوغ جسمانی و شناختی ، تغییراتی در حوزه رفتاری یا روانی به وجود می آید . پاسر (1996) سه مورد روانی که مربوط به شرکت کودکان در ورزش است را بررسی کرده است. این سه مورد عبارتند از : آمادگی انگیزشی ، آمادگی شناختی و پیامدهای بالقوه مضر شرکت در مسابقه .
اولین مورد یعنی آمادگی انگیزشی رابطه بسیار نزدیکی با رفتار مقایسه اجتماعی کودکان دارد. از نقطه نظر ورزشی مقایسه اجتماعی زمانی حادث می شود که کودکان به دنبال کسب فرصت هایی باشند که عملکرد جسمانی و توانایی های آنان را با سایرین مقایسه می کند. تحقیقات نشان داده که بچه های کم سن و سال نمی توانند مسابقه دهند زیرا آنها یا قادر و یا علاقمند به مقایسه اجتماعی نیستند. لذا مهم است سنی که در آن کودک مقایسه اجتماعی را انجام می دهد تعیین شود. در این خصوص به نظر می رسد که کودک در سن 7 تا 8 سالگی بتواند در مسابقه شرکت نماید .
دومین دوره آمادگی شناختی است و بیشتر متکی بر توانایی های پردازش اطلاعات است . لازم است که ورزشکاران نوجوان اطلاعاتی را برای موفقیت در انجام مهارت های لازم برای یک ورزش یا فعالیت خاص به خاطر داشته باشند (یادآوری کنند). کودک در سنین پیش از دبستان ظرفیت توجهی پایینی دارد و به راحتی دچار آشفتگی می شود و وقتی که به مدرسه ابتدایی وارد می شود بهتر می تواند روی تکالیف لازم توجه کند .
در سن 12-10 سالگی کودکان بالاخره ظرفیت تشخیص دیدگاه های دیگران را دارند و ضمن آن می توانند با نقطه نظرات سایر افراد گروه سازگار شوند . کوکلی (1986) عقیده دارد کودک تا سن 7 سالگی وقتی به ورزش تیمی می پردازد کاملا نسبت به آن چه که سایر اعضای تیم انجام می دهند فراموشکار است و فقط به توپ و خودش توجه دارد . سومین مورد ، پیامدهای بالقوه مضر شرکت در مسابقه (ورزش) است . تحقیقات نشان داده اند مسابقه ورزشی اگر که خوب برگزار نشود و متناسب با گروه سنی کودک نباشد می تواند اثر منفی داشته باشد.
فشار والدین و ارزیابی مداوم گروه همسال ، فشار زیادی به کودک تحمیل می کند و در نتیجه به یک جز» رقابتی غیرضروری منجر می شود که دوباره کودک را از ورزش مورد نظر دور می کند . وقتی کودک به این خاطر در ورزش شرکت می کند که والدینش را راضی سازد ، لذا فشار رقابتی بالایی ایجاد می کند . تحقیقات چند محقق نشان داده کودکانی که در برنامه های ورزشی با هدف کسب رضایت والدین خود شرکت می کنند ، کمتر از تجربیات ورزشی احساس رضایت دارند و زودتر ورزش را ترک می کنند . لذا والدین و مربیان باید بدانند کودکان به طور کامل پیچیدگی های روابط سببی (علی و معلولی) را نمی فهمند و در نتیجه ممکن است ارزیابی نادرستی از قابلیت مهارت های جسمانی بر اساس میزان موفقیت یا شکست در ورزش داشته باشند . این موضوع می تواند منجر به کسب فزاینده ادراکات نادرست کودک از نتایج (پیامدهای) عملکردهای خود شده و در نهایت موجب انتظارات غیرواقعی و تشخیص نارست شود .
برنامه ریزی دقیق و قدردانی به موقع توسط والدین و مربی از وضعیتی که کودک با آن مواجه است می تواند به مرور زمان از بروز انتظارات غیرواقعی از مهارت های جسمانی و شناختی جلوگیری نماید .
 
چرا کودکان در ورزش شرکت می کنند
در استعدادیابی لازم است هدف کودکان از شرکت در ورزش مشخص شود. بسیاری از بزرگسالان عقیده دارند برنده شدن و کسب مقام برای کودکان مهم است . کودکان در ابتدا ممکن است بگویند برنده شدن برای آنها اهمیت دارد اما دلایل شخصی و مهم تری برای شرکت آنان در ورزش وجود دارد . بعضی از این دلایل عبارتند از : وابستگی و تعلق به گروه ، افزایش مهارت ، هیجان ، موفقیت ، شهرت و حفظ تندرستی .
اگرچه این دلایل بیشتر منبع درونی دارد تا بیرونی ، ولی شکی نیست که هرچه کودک بیشتر رشد کرده و در محیط رقابت شرکت می کند ، ارزش های بیرونی مثل جوایز ، برنده شدن ، عامل انگیزشی اولیه می شوند . مهم است دلایل کودکان برای شرکت در ورزش که تحت تاثیر رشد جسمانی و روانی است ، شناخته شود.
نقش والدین و گروه های همسال نیز مهم است . تحقیقات نشان داده اند که بچه های کم سن و سال (9-8 سال) بیشتر از ارزیابی گروه همسال استفاده می کنند . در دوران بلوغ ، بیشتر افراد از شاخص های درونی و چندگانه مثل نائل شدن به هدف پیشرفت فردی ، سهولت یادگیری مهارت های جدید و لذت از فعالیت استفاده می کنند. بنابراین لازم است والدین در مورد هدف کودکان و انگیزه اولیه شرکت در ورزش آگاه بوده و ضمن توجه به خواست ها و نیازهای کودک ، فرصت و امکانات مورد نیاز را برای آنان تهیه و تامین کنند .
 
چرا کودکان ورزش را رها می کنند
شرکت کودکان در ورزش بین سنین 13-10 سالگی به اوج خود می رسد و سپس به تدریج تا سن 18 سالگی کاهش می یابد . به گونه ای که فقط درصد کمی از افراد در ورزش رقابتی شرکت می کنند . دلایل ترک ورزش یا عدم شرکت ، متعدد و متنوع است . ملالت ، پرداختن به سایر کارها ، عدم موفقیت ، فشار بیش از حد ، ضعف مربی ، گرفتاری ، مورد تمسخر قرار گرفتن ، طرد ، ترک دوستان ، هزینه ، آسیب دیدگی و سایر موارد از جمله این دلایل است .
تفسیر کودکان از موفقیت بر احساسات آنها نسبت به ورزش و لذت و رفتار در محیط اثر می گذارد . موفقیت و لذت موجب افزایش پشتکار می شود و عوامل خارجی می توانند سبب گرایش فرد به سایر ورزش ها گردند.
رها کردن ورزش می تواند مربوط به علت و انگیزه شرکت در فعالیت های ورزشی مربوط باشد ، به عنوان مثال ، در تحقیقی که صورت گرفته ، اجبار و تحمیل از جانب والدین و دوستان (25%)، شناخته شدن و محبوبیت در اجتماع (40%) و توسعه و پیشرفت در مهارت ها و قابلیت ها (35%) علت اولیه شرکت افراد در ورزش بوده است . لذا والدین باید توجه داشته باشند اجبار و تحمیل کودکان به شرکت در یک ورزش خاص علاوه بر تبعات منفی می تواند موجب دلزدگی و کناره گیری کودک از ورزش شوند و چه بسا موجب اتلاف وقت و عمر ورزشی کودک گردند . 

نويسنده : امير عليزاده